گردش روز جمعه ی فاطمه
من و مامانو با بابام و مادر جون و آقاجونو وهمه رفتیم کنار یه دونه رودخونه که خیلی خیلی بهم خوش گذشت اونقدر آب بازی کردم که نگو تازه یک دفعش هم کامل افتادم داخل آب جای شما خالی اونقدر آب رودخونه سرد بود که پاهای مامانم از سرمای آب ورم کرده بود تازه آتیش هم درست کردیم و یه غذای خوشمزه روش پختیم تاس کباب آتیشی وای همش به مامان میگم دوباره بریم از همون غذاها اونجا بخوریم بعدش هم بریم از باغبون همونجا زردآلو و گوجه سبز بخریم و بخوریم وای ی ی ی ی ی اینم عکس خودم اینم عکس کامل رودخونه ببینید چگد گشنگه مامانم همش میگه جای برکیه ...
نویسنده :
مامان جونم
8:28






